سلام دوستان
نمیخوام مقدمه چینی کنم و بخوام مشکلاتمو براتون بازگو کنم که چرا نبودمو.....
چون میدونم مشکلات زیاده و مطمئنا شما هم مثه من اینو میدونید
پس میریم سراغ نوشته ای که میخوام براتون بزارم:
سلام دوستان
نمیخوام مقدمه چینی کنم و بخوام مشکلاتمو براتون بازگو کنم که چرا نبودمو.....
چون میدونم مشکلات زیاده و مطمئنا شما هم مثه من اینو میدونید
پس میریم سراغ نوشته ای که میخوام براتون بزارم:

کلاغه دلش گرفته بود
کلاغ سیاه پاپتی
پرید روی شاخ درخت گفت : غار و غار
از یه جایی صدا اومد که : زهر مار
بغض کلاغه ترکید یه قطره اشک
از روی گونه هاش چکید
یه تیکه سنگ از تو حیاط نشست رو سینه کلاغ
قلب کلاغه ترکید
کلاغه مرد ...
کسی نفهمید که کلاغ دلش خیلی گرفته بود
آخه شب قبل
یه گربه ناز و ملوس بچه هاشو گرفته بود
حیف کلاغ پاپتی با رنگ زشت و خط خطی ....
راستی مگه ما آدما از دل هم خبر داریم ؟
ما آدمای رنگارنگ ، زشت و قشنگ
درد دلامون الکی ،عاشقیمون , دروغکی
دل چی چیه ؟ یک تیکه خون
پر از : نرو , پیشم بمون ...
دلم میخواست کلاغ بودم
همون کلاغ پاپتی
زشت و سیاه و خط خطی
گریه می کردم : غار و غار
پشت سرش یه زهر مار
حداقل این فحشه که راستکی بود
اینجوری هیچکسی دلش واسم الکی نمی سوخت
دلم میخواست کلاغ بودم
تا که یه سنگ راستکی که درد اون بهتره از زخم زبون آدما
دلم رو با تموم این نگفته هاش بترکونه !!
صبح سحر
یه رفتگر
کلاغه رو کرد لابه لای آشغالا
دلش نگو , یه تیکه خون
پر از :برو , پیشم نمون
چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
چرا بزرگترها همش میگن:"بگیر بخواب!" در حالیکه چیزی برای گرفتن وجود نداره؟
چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟
چرا بعضی ها موقع احوالپرسی میپرسن:"سر و مر و گنده ای؟!
چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
چرا اگر به کسی بگید که در فضا ۴ میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟
چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
چرا ما به دنیا می آییم که به دیگران کمک کنیم پس دیگران برای چی به دنیا میان؟
چرا نمیشه زیر آب گریه کرد؟
چرا انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
چرا روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، ولی روغن بچه از بچه تهیه نمی شه؟
چرا اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟
چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع ها به هم رحم نمیکنن؟
چرا تو شهروند چشم میدوزن به سبد همدیگه؟
چرا خانم های زیبا با مردهای بدقیافه ازدواج می کنند؟
چرا از تو ماشین پوست پرتقال می ریزن بیرون؟
چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟
چرا وقتی می رن شلوار بخرن مغازه های کفش فروشی رو هم نگاه می کنن؟
چرا باید فایرفاکس 3.5 را هر چه زودتر دانلود کنیم؟!
چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟
چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟
چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟
چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟
چرا خانمها نمیرن خواستگاری آقایون؟
چرا روز پدر لباس زیر کادو می خرند ولی روز مادر باید طلا خرید؟
چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟
چرا زنها نمیتونن ماشین پارک کنن؟
چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟
چرا هر رابطه ای یا باید مخفی باشه یا به ازدواج ختم بشه؟
چرا اگه دوستمون ماشین و خونه بخره ما چشمامون در میاد؟
چرا سه تار سه تا تار نداره؟
چرا اکثر ماشینها تو ایران یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟
چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟
چرا ترکها نمیتونن با هم فارسی صحبت کنن؟
چرا زنها وقتی ابرو بر می دارن روحیشون بهتر میشه؟(چه ربطی داره ابرو با روحیه؟)
چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟
چرا داماد باید برقصه ؟
چرا موقع پخش صحبتهای رئیس جمهور زیرنویس تبلیغاتی نمی ذارن؟
چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟
چرا وقتی یه چیزی خوبه میخایم صاحبش بشیم؟
چرا وقتی خانومها به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟
چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟
چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟
چرا پشت کامیونها شعر می نویسن ؟
چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟
چرا با اینکه همه فضولند از فضولی بدشون میاد؟
چرا مردها ترجیح میدن گم شن اما آدرس نپرسن؟
چرا با پیتزا دوغ نمیخورن؟
چرا زنها سالوادور و فارسی 1 رو از شوهراشون بیشتر میبینند؟

چشمهایتان را باز میکنید. متوجه میشوید در بیمارستان هستید. پاها و دستهایتان را بررسی میکنید. خوشحال میشوید که بدنتان را گچ نگرفتهاند و سالم هستید.. دکمه زنگ کنار تخت را فشار میدهید. چند ثانیه بعد پرستار وارد اتاق میشود و سلام میکند. به او میگویید، گوشی موبایلتان را میخواهید. از اینکه به خاطر یک تصادف کوچک در بیمارستان بستری شدهاید و از کارهایتان عقب ماندهاید، عصبانی هستید. پرستار، موبایل را میآورد. دکمه آن را میزنید، اما روشن نمیشود. مطمئن میشوید باتریاش شارژ ندارد. دکمه زنگ را فشار میدهید. پرستار میآید.
«ببخشید! من موبایلم شارژ نداره. میشه لطفا یه شارژر براش بیارید»؟
«متاسفم. شارژر این مدل گوشی رو نداریم».
«یعنی بین همکاراتون کسی شارژر فیش کوچک نوکیا نداره»؟
«از ۱۰سال پیش، دیگه تولید نمیشه. شرکتهای سازنده موبایل برای یک فیش شارژر جدید به توافق رسیدن که در همه گوشیها مشترکه».
«۱۰سال چیه؟ من این گوشی رو هفته پیش خریدم».
«شما گوشیتون رو یک هفته پیش از تصادف خریدین؛ قبل از اینکه به کما برید». «کما»؟!
باورتان نمیشود که در اسفند۱۳۸۷ به کما رفتهاید و تیرماه ۱۴۱۲ به هوش آمدهاید. مطمئن هستید که نه میتوانید به محل کارتان بازگردید و نه خانهای برایتان باقی مانده است. چون قسط آن را هر ماه میپرداختید و بعد از گذشت این همه سال، حتما بوسیله بانک مصادره شده است. از پرستار خواهش میکنید تا زودتر مرخصتان کند.
«از نظر من شما شرایط لازم برای درک حقیقت رو ندارین».
«چی شده؟ چرا؟ من که سالمم»!
«شما سالم هستید، ولی بقیه نیستن».
«چه اتفاقی افتاده»؟
«چیزی نشده! ولی بیرون از اینجا، هیچکس منتظرتون نیست».
چشمهایتان را میبندید. نمیتوانید تصور کنید که همه را از دست دادهاید. حتی خودتان هم پیر شدهاید. اما جرأت نمیکنید خودتان را در آینه ببینید.
«خیلی پیر شدم»؟
«مهم اینه که سالمی. مدتی طول میکشه تا دورههای فیزیوتراپی رو انجام بدی»..
از پرستار میخواهید تا به شما کمک کند که شناخت بهتری از جامعه جدید پیدا کنید..
«اون بیرون چه تغییرایی کرده»؟
«منظورت چه چیزاییه»؟
«هنوز توی خیابونا ترافیک هست»؟
«نه دیگه. از وقتی طرح ترافیک جدید رو اجرا کردن، مردم ماشین بیرون نمیارن».
«طرح جدید چیه»؟
«اگر رانندهای وارد محدوده ممنوعه بشه، خودش رو هم با ماشینش میبرن پارکینگ و تا گلستان سعدی رو از حفظ نشه، آزاد نمیشه».
«میدون آزادی هنوز هست»؟
«هست، ولی روش روکش کشیدن».
«روکش چیه»؟
«نمای سنگش خراب شده بود، سرامیک کردند».
«برج میلاد هنوز هست»؟
«نه! کج شد، افتاد»!
«چرا؟ اون رو که محکم ساخته بودن».
«محکم بود، ولی نتونست در مقابل ایرباس A380 مقاومت کنه».
«چی؟!…. هواپیما خورد بهش»؟
«اوهوم»!
«چهطور این اتفاق افتاد»؟
«هواپیماش نقص فنی داشت، رفت خورد وسط رستوران گردان برج».
«اینکه هواپیمای خوبی بود. مگه میشه اینجوری بشه»؟
«هواپیماش چینی بود. فیلتر کاربراتورش خراب شده بود، بنزین به موتورها نرسید، اون اتفاق افتاد».
«چند نفر کشته شدن»؟
«کشته نداد».
«مگه میشه؟ توی رستوران گردان کسی نبود»؟
«نه! رستوران ۴سال پیش تعطیل شد»..
«چرا»؟
«آشپزخونهاش بهداشتی نبود».
«چی میگی؟!… مگه میشه آخه»؟
«این اواخر یه پیمانکار جدید رستوران گردان رو گرفت، زد توی کار فلافل و هاتداگ….».
«الان وضعیت تورم چهجوریه»؟
«خودت چی حدس میزنی»؟
«حتما الان بستنی قیفی، ۱۴هزار تومنه».
«نه دیگه خیلی اغراق کردی. ۱۲هزار تومنه».
«پراید چنده»؟
«پرایدهای قدیمی یا پراید قشقایی»؟
«این دیگه چیه»؟
«بعد از پراید مینیاتور و ماسوله، پراید قشقایی را با ایدهای از نیسان قشقایی ساختن».
«همین جدیده، چنده»؟
«۷۰میلیون تومن».
«پس ماکسیما چنده»؟
«اگه سالمش گیرت بیاد، حدود ۲ یا ۲ و نیم….».
«یعنی ماکیسما اسقاطی شده؟ پس چرا هنوز پراید هست»؟
«آزادراه تهران به شمال هم هنوز تکمیل نشده».
«تونل توحید چهطور»؟
«تا قبل از اینکه شهردار بازنشسته بشه، تمومش کردن».
«شهردار بازنشسته شد»؟
«آره».
«ولی تونل که قرار بود قبل از سال۱۳۹۰ افتتاح بشه».
«قحطی سیمان که پیش اومد، همه طرحها خوابید».
«چندتا خط مترو اضافه شده»؟
«هیچی! شهردار که رفت، همهجا رو منوریل کشیدن. مترو رو هم تغییر کاربری دادن».
«یعنی چی»؟
«از تونلهاش برای انبار خودروهای اسقاطی استفاده کردن».
«اتوبوسهای BRT هنوز هست»؟
«نه! منحلش کردن، به جاش درشکه آوردن. از همونایی که شرلوک هلمز سوار میشد».
«توی نقشجهان اصفهان دیده بودم از اونا…»
«نقشجهان رو هم خراب کردن».
«کی خراب کرد»؟
«یه نفر پیدا شد، سند دستش بود، گفت از نوادگان شاهعباسه، یونسکو هم نتونست حرفی بزنه».
«خلیجفارس چهطور؟»
«اون هم الان فقط توی نقشههای خودمون، فارسه. توی نقشه گوگل هم نوشته خلیج صورتی».
«خلیج صورتی چیه»؟
«بعضیها به نشنالجئوگرافیک پول میدادن تا بنویسه خلیج عربی، ایران هم فشار میاورد و مدرک رو میکرد. آخرش گوگل لج کرد، اسمش رو گذاشت خلیج صورتی…»
«ایران اعتراضی نکرد»؟
«چرا! گوگل رو فیلت.ر کردن».
«ممنونم. باید کلی با خودم کلنجار برم تا همین چیزا رو هم هضم کنم».
«یه چیز دیگه رو هم هضم کن، لطفا»!
«چیو»؟
«اینکه همه این چیزها رو خالی بستم».
«یعنی چی»؟
«با دوست من نامزد شدی، بعد ولش کردی. اون هم خودش را توی آینده دید، اما خیلی زود خرابش کردی. حالا نوبت ما بود تا تو را اذیت کنیم. حقیقت اینه که یک ساعت پیش تصادف کردی، علت بیهوشیات هم خستگی ناشی از کار بود. چیزیت نیست. هزینه بیمارستان را به صندوق بده، برو دنبال زندگیات»!
«شما جنایتکارید! من الان میرم با رییس بیمارستان صحبت میکنم».
«این ماجرا، ایده شخص رییس بیمارستان بود».
«ازش شکایت میکنم»!
«نمیتونی. چون دوست صمیمی پدر نامزد جدیدته».
عشق:
با یک نگاه آغاز میشود.
با یک لبخند اوج می گیرد.
با یک بوسه استوار می گردد.
با اشک پایان می یابد.
معنی واقعی عشق چیست؟؟؟
پیشنهاد می کنم تا اخر بخونید...
یك داستان خواندنی
پاسخ بعضی سوِالات به زمان زیادی احتیاج دارد. برای پاسخ به این سوِالات بهتر است هر دوی شما وقت بگذارید. نگذارید نداشتن پاسخ برای یك سوِال مانع بررسی سایر سوِالات شود. اگر پاسخ یك سوِال به تفكر بیشتری احتیاج دارد ،فعلاً از آن بگذرید و به سراغ سوِال بعدی بروید. یادتان باشد بهترین ازدواجها بر مبنای پایه و اساس محكم و قوی استوار شدهاند.
قبل از ازدواج این 25 سئوال را حتماً از همسر آینده خود بپرسید:
1) آیا شما میخواهید بچهدار شوید؟ اگر مایلید چند فرزند؟
2) اگر زمانی مشخص شد من یا شما قادر به بچهدار شدن نیستیم، آیا قبول دارید كه فرزندی را از پرورشگاه بپذیریم و بزرگ كنیم
3) اگر در آینده صاحب فرزند شویم، آیا حاضرید او را به مهدكودك بفرستیم؟ در غیر این صورت چه كسی از او نگهداری خواهد كرد؟
4) آیا مادر باید از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداری كند؟ در این صورت وضعیت مالی زندگی مشترك به چه وضعی در خواهد آمد؟ آیا مرد خانه قادر است در این صورت زندگی را به تنهایی اداره كند؟
5) تعطیلات را چگونه بگذرانیم؟ آیا برنامه تعطیلات را دو نفری خواهیم گذراند یا حتماً باید با فامیل به تعطیلات برویم؟
6) در مواقعی كه جر و بحث پیش میآید ، چه واكنشی نشان میدهید؟ آیا عصبانی میشوید؟ در صورت عصبانیت چه رفتاری از خود نشان میدهید؟
7) نظر شما در مورد تعهد به زندگی چیست؟ در صورت خیانت از طرف خودتان یا من چه واكنشی نشان میدهید؟
8) در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقی مدنظرتان است؟
9) عقاید مذهبی شما چگونه است؟
10) در مورد روابط زناشویی چهنظری دارید؟
11) در مورد مسائل مالی چهنظری دارید؟ درآمد هركدام از ما چگونه خرج میشود؟
12) هزینههای زندگی بر چه مبنایی تعیین میشود؟ منبع درآمد چگونه است و آیا كفایت زندگی مشترك را میكند؟ آیا امكان پسانداز وجود خواهد داشت؟
13) 2 سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آینده، خود را چگونه میبینید؟
14) ساعات خواب و بیداری و كارتان چگونه است؟ صبحها زود بلند میشوید؟ آیا عادت دارید شبها تا دیروقت بیدار باشید؟
15) چهكسی مسئول خرید منزل، پخت و پز و تمیز كردن است؟ آیا در این زمینه كمك میكنید؟ 16) عادت خرجكردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه میزان پسانداز میكنید؟
17) آیا در خانواده شما سابقه بیماری روانی وجود دارد؟
18) در مورد مسائل زیر ، اهداف طولانیمدت و كوتاهمدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالكیت منزل و هر نوع متعلقات كه به هر دوما مربوط است؟
19) كجا زندگی خواهیم كرد؟ محل سكونت و منزل ما كجا و با چه شرایطی خواهد بود؟
20) شهر محل سكونت ما كجا خواهید بود؟ آیا این شهر تغییر میكند؟
21) آیا شغل شما به صورتی است كه مجبورید شبها كار كنید؟
22) آیا برای همسر آینده خود محدودیتهایی در ذهن دارید؟
23) وقتی استرس دارید، ناراحتید و یا درگیری ذهنی شدیدی دارید، بهترین روش كمك به شما چیست؟
24) اگر در ازدواج مشكلی پیش بیاید، تا چه مدت میتوانید صبر كرده و مشكل را حل كنید؟ آیا مسئلهای در ذهنتان وجود دارد كه اگر در زندگی مشترك بروز كند بهنظرتان غیرقابل ترمیم و جبران است؟
25) پنج روش كوچكی كه شما به وسیله آن هر روز میتوانید به همسرتان بگویید و نشان دهید كه دوستش دارید (البته بدون آنكه همسرتان تقاضا كند) چیست؟
پاسخ بعضی سوِالات به زمان زیادی احتیاج دارد. برای پاسخ به این سوِالات بهتر است هر دوی شما وقت بگذارید. نگذارید نداشتن پاسخ برای یك سوِال مانع بررسی سایر سوِالات شود. اگر پاسخ یك سوِال به تفكر بیشتری احتیاج دارد ،فعلاً از آن بگذرید و به سراغ سوِال بعدی بروید. یادتان باشد بهترین ازدواجها بر مبنای پایه و اساس محكم و قوی استوار شدهاند
میده.هر روز ۲ مطلب جدید و بدرد بخورنه کمتر و نه بیشتر!!!
دوستان که از قالب وبلاگ ناراضی هستند به ما قالب مورد نظر خودشونو معرفی کنن ممنون.